السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )

25

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )

موافقت كند ، امام خمينى بود كه آن زمان در نجف زندگى مىكرد . وقتى استاد شهيد برنامهء خود را خدمت امام مطرح مىكنند ، امام اندوهگين شده و تنها مىفرمايند « نمىدانم » . و شايد امام خمينى زيان از دست دادن وجود شريفى چون ايشان را بالاتر مىدانستند . بدين ترتيب بر استاد شهيد معلوم شد كه هر دو شرط حاصل نيست و لذا از اجراى اين برنامه صرف‌نظر كردند . اين جريان مربوط به سال 1390 يا 1391 قمرى بود . 9 . استاد شهيد در حسينيهء شوشتريه اقامهء نماز جماعت مىكردند . روزى حاضر نشدند و مؤمنين يكى از عموزادگان ايشان را - كه از شاگردان خوب استاد و معروف به زهد و تقوا بود - جلو انداختند . بعد كه ايشان مطلع شدند ، ناراحت شده و با اينكه او را داراى صلاحيت مىدانستند ، از تكرار عمل منع كردند . فرمودند عادت شده كه هروقت امام جماعت نباشد ، يكى از بستگان و نزديكانش را به جاى خود مىگذارد . امّا من نخواستم بر اين طريقه عمل شود . ( يعنى خيال شود شما بر اين اساس جاى مرا گرفتيد . ) امام جماعت بايد تحت ضابطهء خاصى انتخاب شود ، نه براساس رابطه . 10 . روزى به من فرمودند : در ايام تحصيل ساعتى را اختصاص داده بودم كه به حرم شريف حضرت امير ( ع ) بروم و در مسائل علمى فكر كنم و از بركات محضر امام استفاده ببرم و الهام بگيرم . بعد از مدتى اين برنامه تعطيل شد ؛ در حالى كه هيچ‌كس از آن اطلاع نداشت . سرانجام يكى از اهل منزل حضرت را به خواب ديد كه فرمودند : به باقر بگو چرا درسى را كه نزد ما مىخواندى ترك كردى ؟ 11 . روزى از ايشان پرسيدم آيا تاكنون از شخصى تقليد كرده‌ايد ؟ فرمودند قبل از بلوغ از مرحوم شيخ محمد رضا آل ياسين تقليد مىكردم ، اما به هنگام بلوغ مقلد كسى نبودم . دقيقا به خاطر نمىآورم كه فرمودند به هنگام بلوغ به رأى خود عمل مىكردم يا فرمودند بين عمل به احتياط و عمل به رأى خود مردّد بودم . 12 . روزى زيد حيدر ، از اعضاى كادر رهبرى حزب بعث ، به همراه عبد الرزاق حبّوبى - كه در آن‌وقت استاندار كربلا يا فرماندار نجف بود - به خدمت استاد شهيد آمد .